السيد موسى الشبيري الزنجاني
7170
كتاب النكاح ( فارسى )
اتفاق افتاده است ، پس اين هم كه صفوان از أبو جعفر محمد بن حمران نهدى نقل كرده باشد ثابت نيست . 4 - محمد بن نعمان الاحول : فقط در يك جا صفوان بن يحيى عن عبد الله بن مسكان و محمد بن نعمان الاحول عن ابى عبد الله عليه السلام هست و به جز اين نقل صفوان از احول و مؤمن الطاق ديده نشده است ، در حالى كه اساساً اينكه صفوان ، مؤمن الطاق را درك كرده باشد مورد ترديد است ؛ چرا كه مؤمن الطاق با زرارة و محمد بن مسلم و بريد هم طبقه است و عبد الله بن مسكان در طبقه تلاميذ احول است و صفوان غير از اين يك روايت هم روايتى از او ندارد . و لذا در اين يك مورد هم بعيد نيست كه عبد الله بن مسكان عن محمد بن نعمان بوده باشد . 5 - محمد بن فضيل بن كثير ازدى : كه فقط در يك جا صفوان از او نقل حديث كرده است و مقصود از محمد بن فضيل در طبقهاى كه صفوان از آنها نقل مىكند همين شخص است نه محمد بن فضيل بن غزوانى كه از اصحاب امام صادق عليه السلام است . اگر چه مرحوم آقاى خويى در برخى از موارد كه احتمال قوى هست كه مقصود ابن غزوانى باشد نه اينكه مقصود ازدى باشد ، آنها را هم بر ازدى تطبيق كرده است ، به هر حال اين ابن كثير ازدى اگر چه دربارهاش گفته شده است كه « يرمى بالغلو » ولى قبلًا بحث كرديم و گفتيم كه اين درست نيست و او ثقه است . 6 - محمد بن حكيم الخثعمى : كه روايت صفوان از او خيلى شايع است و به همين جهت حتى اگر صفوان بن يحيى از مشايخ ثلاث نبود ، بازهم به جهت كثرت روايات او از خثعمى ، حكم به وثاقت او مىكرديم ، كما اينكه در روايات هست كه او واسطه بحث امام عليه السلام با ديگران بوده است و اين هم خود قرينه معتنابهى بر مورد اعتماد بودن اوست . پس احتمال هم دارد كه مقصود از ابى جعفر در روايت مورد بحث همين شخص باشد ، لكن در اينجا كه امر داير است بين او و محمد بن نعمان احول ، امتيازى در احول هست كه در او نيست - با اينكه فقط يك جا صفوان از